مرتضى راوندى
395
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در طى قرون ، هنر پارچهبافى و قاليبافى نه تنها اهميت خود را از دست نداد بلكه روزبروز بر رونق و پيشرفت و شهرت آن افزوده گرديد . قاليبافى ايران در عهد نخستين شهرياران صفوى ، اهميت و اعتبار فراوانى كسب كرد ؛ و نمونههايى كه از اين دوره باقى است زينتبخش موزههاى بزرگ جهان است . تعدادى از قاليهاى قرن 10 و 11 هجرى كه داراى نقشه و رنگآميزى ممتاز مىباشند ، شهرت بين المللى دارند و به علت طرح و نقش زيباى روى آنها و ظرافت و نازكى تاروپودشان ، رتبهء اول را در جهان بدست آوردهاند ، و با هيچ قيمتى نمىتوان آنها را ارزيابى كرد . از فرشهاى كار اصفهان نيز تعدادى در موزههاى اروپا و امريكا نگاهدارى مىشود كه بسيار عالى و گرانبهاست . شاردن ، شرلى و ديگران كه در عهد صفويه به ايران آمدهاند ، جملگى از كارگاههاى قالىبافى ايران و قاليهاى زيبا و نفيسى كه زينتبخش كاخها و خانهها بوده سخن گفتهاند . باباكروسينكى لهستانى ، كه از 1116 تا 1142 هجرى قمرى در ايران مىزيسته است ، مىنويسد كه شاه عباس كارگاههاى قاليبافى بزرگى در شيروان ، قراباغ ، گيلان ، كاشان و استرآباد - همانند كارخانههاى قاليبافى اصفهان - داير كرده بود . شاردن [ ج 3 ، ص 85 ] ضمن توصيف شهر كاشان ، مىنويسد : اساس ثروت و حيات مردم كاشان از صنايع نساجى و ابريشمبافى و تهيهء قطعات زربفت و نقرهبافت تشكيل شده است . در هيچيك از شهرهاى ايران ، مصنوعات و منسوجات مخمل و حرير و تافته و ابريشم و قطعات سيمبفت و زربفت و زريهاى ساده و گلدار و ابريشمى بيشتر از كاشان و حومه تهيه نمىگردد . تنها در يكى از نقاط حومهء شهر ، هزار كارگر ابريشمباف وجود دارد . اين آبادى كه « آران » نام دارد ، در فاصلهء دو فرسخى شهر واقع ، و از دور همچون شهر زيبايى جلوهگر است ، و داراى دو هزار باب خانه و باغچه و ششصد باغ زيبا مىباشد . » شاردن [ ج 3 ، ص 71 ] آرامگاه شاه عباس دوم را چنين توصيف مىكند : « مخازن و دالان و بارگاه مزار پوشيده از فرشهاى نفيس و گرانبها ولى قاليهاى خود تالار زربفت و ابريشمى است و ظرافت و ابهت اين مقبرهها را حد و حصرى نمىتوان شناخت ، و جلال و شكوه آن در حقيقت بىنظير است . » « . . . خود مزار با پارچههاى زربفت گرانبهاى ايرانى پوشيده شده است . يك ذراع از اين منسوجات نفيس هشتصد تا نهصد ليره ارزش دارد . عاليترين زربفت مرقد ، قطعهاى است از يك پارچهء ارغوانى كه روپوش مزار بشمار مىرود با منگولههايى طلايى . . . [ ج 3 ، ص 72 و 73 ] . » شاردن [ ج 2 ، ص 409 ] وضع صناعت و تجارت تبريز را اينطور شرح مىدهد : « سرتاسر شهر پر از صنايع قماش و ابريشم و زرگرى است . عاليترين دستارهاى ايرانى در تبريز تهيه مىشود . بازرگانان بزرگ و عمدهء شهر برايم تعريف كردند كه هميشه ساليانه 6 هزار عدل ابريشم در كارگاههاى اين بلده بافته مىشود . تجارت تبريز در سراسر ايران ، و تمام تركيه در مسكوى ( روسيه ) در تركستان ، در هندوستان و ممالك ساحلى درياى سياه گسترده شده است . » دربارهء خرگاه سلطنتى مىنويسد : « به دستور شاهنشاه ايران ، خرگاهى ساختند كه دو ميليون ليره براى تهيهء آن خرج شده بود . چون در تاروپود خيمه طلاى بسيار به كار رفته بود ، آن را « كاخ زرين » خواندند . براى حملونقل اين خرگاه ، 280 رأس شتر اختصاص يافته بود ، و